äber

Aussprache: /ˈɛːbɐ/
Worttrennung: äber
صفت

قابل کشت (زمین پس از یخبندان)

Bedeutungen

1

اصطلاحی که برای توصیف زمین‌هایی به کار می‌رود که پس از ذوب شدن یخ یا برف، آماده شخم زدن و کشت می‌شوند. این واژه بیشتر در کشاورزی و در مناطق سردسیر کاربرد دارد.

  • Nach dem langen Winter war der Boden endlich wieder äber und bereit für die Aussaat.پس از زمستان طولانی، زمین سرانجام دوباره قابل کشت شد و آماده کاشت بود.
  • Die Bauern warteten auf den Frühling, um ihre äber Felder zu bestellen.کشاورزان منتظر بهار بودند تا مزارع قابل کشت خود را شخم بزنند.
  • Die äber Erde muss gut gelockert werden, bevor sie bepflanzt wird.خاک قابل کشت باید قبل از کاشت به خوبی شخم زده شود.