äbich

Aussprache: /ˈɛːbɪç/
Worttrennung: äbich
صفت

برعکس، وارونه (لباس)؛ ناخوش، بدحال

Bedeutungen

1

به معنای وارونه، برعکس یا از داخل به بیرون پوشیده شده، به ویژه در مورد لباس. همچنین می‌تواند به معنای ناخوش، بیمار یا بدحال به کار رود.

  • Er trug sein T-Shirt äbich, weil er es eilig hatte.او تی‌شرت خود را برعکس پوشیده بود چون عجله داشت.
  • Nach der langen Reise fühlte sie sich etwas äbich.پس از سفر طولانی، او کمی احساس ناخوشی می‌کرد.
  • Die Jacke ist äbich genäht, die Nähte sind außen sichtbar.ژاکت به صورت وارونه دوخته شده است، درزها از بیرون دیده می‌شوند.