äbsch
ناشیانه، کج (گویشی)
Bedeutungen
1
به صورت گویشی به معنای کج، ناشیانه یا نامناسب به کار میرود.
- Das Bild hängt etwas äbsch an der Wand.تابلو کمی کج روی دیوار آویزان است.
- Seine Handbewegung war etwas äbsch und ungeschickt.حرکت دست او کمی ناشیانه و بیدقت بود.
- Der Hut saß ihm äbsch auf dem Kopf.کلاهش کج روی سرش قرار گرفته بود.