ädern
رگهدار کردن، طرح رگهای دادن
Beispiele
- Gischt ''ädert'' die rollenden Wellen wie Marmor, dunkler Marmor mit einer feinen Maserung.کف امواج غلتان را مانند مرمر، مرمر تیره با رگههای ظریف رگهدار میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با رگههای رنگی یا طرحهای شبیه رگ تزئین کردن (مثلاً چوب، سنگ، کاغذ)
- Der Künstler äderte das Holz, um eine Marmoroptik zu erzielen.هنرمند چوب را رگهدار کرد تا ظاهری مرمری به دست آورد.
- Man kann Papier ädern, um besondere Effekte zu schaffen.میتوان کاغذ را رگهدار کرد تا جلوههای خاصی ایجاد شود.
2
بدون مفعول
رگهدار شدن، رگههایی پیدا کردن (مثلاً گوشت، پنیر)
- Das Fleisch ädert beim Braten und wird zarter.گوشت هنگام پختن رگهدار میشود و لطیفتر میگردد.
- Mit der Zeit kann der Käse ädern und einen intensiveren Geschmack entwickeln.با گذشت زمان پنیر میتواند رگهدار شود و طعمی قویتر پیدا کند.