äffen
تقلید کردن (به تمسخر)، مسخره کردن، فریب دادن
Beispiele
- … wie oft habe ich nicht die berühmte Geschichte, wie Thor und seine Begleiter von den zauberischen Riesen ''geäfft'' werden, umständlich wiederholen müssen!…چند بار مجبور شدم داستان معروف چگونگی مسخره شدن ثور و همراهانش توسط غولهای جادویی را با جزئیات تکرار کنم!
Bedeutungen
1
Akkusativ
تقلید کردن (به قصد تمسخر)، ادای کسی را درآوردن، مسخره کردن.
- Die Kinder äfften den Lehrer nach.بچهها ادای معلم را درآوردند (مسخره کردند).
- Er äfft gerne die Stimmen von Prominenten.او دوست دارد صدای افراد مشهور را تقلید کند.