ährenblond

Aussprache: /ˈɛːɐ̯nˌblɔnt/
Worttrennung: äh·ren·blond
صفت

بلوند گندم‌گون، بلوند روشن، طلایی روشن

Bedeutungen

1

به رنگ طلایی روشن یا بلوند مایل به گندم؛ رنگی که شبیه به رنگ خوشه‌های گندم رسیده است.

  • Sie hatte langes, ährenblondes Haar, das in der Sonne glänzte.او موهای بلند بلوند گندم‌گونی داشت که زیر نور خورشید می‌درخشید.
  • Der Maler verwendete einen ährenblonden Farbton für das Kornfeld.نقاش از رنگی بلوند گندم‌گون برای مزرعه گندم استفاده کرد.
  • Das Licht schuf einen ährenblonden Schimmer auf ihrem Haar.نور، هاله‌ای بلوند گندم‌گون بر موهایش ایجاد کرد.