alt
پیر، کهنه، قدیمی
Bedeutungen
1
که مدت زمان زیادی از عمرش گذشته است؛ پیر (در مورد انسان و حیوان).
- Mein Großvater ist schon sehr alt.پدربزرگ من خیلی پیر است.
- Der alte Mann saß auf der Parkbank.مرد پیر روی نیمکت پارک نشسته بود.
- Sie hat einen alten Hund, der kaum noch laufen kann.او یک سگ پیر دارد که به سختی میتواند راه برود.
2
که مدت زمان زیادی از ایجاد یا ساخت آن میگذرد؛ کهنه، قدیمی (در مورد اشیاء، ساختمانها، ایدهها).
- Das ist ein altes Haus mit viel Geschichte.این یک خانه قدیمی با تاریخچهای طولانی است.
- Er trägt lieber alte Kleidung.او ترجیح میدهد لباسهای کهنه بپوشد.
- Diese Tradition ist sehr alt.این سنت بسیار قدیمی است.
3
که قبلاً وجود داشته یا شناخته شده است؛ پیشین، سابق.
- Wir haben uns schon früher getroffen, wir sind alte Bekannte.ما قبلاً هم همدیگر را ملاقات کرده بودیم، ما آشنایان قدیمی هستیم.
- Er hat alte Freunde besucht.او به دیدن دوستان قدیمی رفت.
- Das ist die alte Version der Software.این نسخه قدیمی نرمافزار است.