änigmatisch

Aussprache: /ɛniɡˈmaːtɪʃ/
Worttrennung: änig·ma·tisch
صفت

مرموز، معنادار و پیچیده، رازآلود

Bedeutungen

1

غیرقابل فهم، مبهم و رازآلود؛ مرموز.

  • Seine Motive blieben äenigmatisch.انگیزه‌های او مرموز باقی ماند.
  • Die äenigmatische Botschaft gab Rätsel auf.پیام رازآلود معماگونه بود.
  • Sie hat eine äenigmatische Ausstrahlung.او جذبه‌ای مرموز دارد.
2

دارای معنای عمیق و پیچیده که به راحتی قابل درک نیست؛ معنادار و پیچیده.

  • Das Werk des Künstlers ist oft äenigmatisch.آثار این هنرمند اغلب معنادار و پیچیده هستند.
  • Die äenigmatische Natur des Universums fasziniert die Menschen.طبیعت رازآلود جهان انسان‌ها را مجذوب می‌کند.
  • Seine Antwort war kurz, aber äenigmatisch.پاسخ او کوتاه اما پرمعنا بود.