äpfeln

Aussprache: /ˈɛpfl̩n/
Worttrennung: äp·feln
فعل

سرگین انداختن، سیب ریختن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

(اسب) مدفوع کردن، سرگین انداختن (عامیانه، قدیمی).

  • Das Pferd äpfelt nach dem Ausritt.اسب بعد از سوارکاری سرگین انداخت.
  • Achte darauf, wo das Pferd äpfelt.مراقب باش اسب کجا مدفوع می‌کند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

(درخت سیب) سیب ریختن (نادر).

  • Der alte Apfelbaum äpfelt im Herbst.درخت سیب قدیمی در پاییز سیب می‌ریزد.
  • Die Bäume haben dieses Jahr gut geäpfelt.درختان امسال خوب سیب داده‌اند.