äppeln
کود دادن (اسب)، سر به سر گذاشتن، مسخره کردن
Beispiele
- Pferde, die sich auf einer Weide bewegen, ''äppeln'' ca. alle 3-4 Stunden.اسبهایی که در چراگاه حرکت میکنند، تقریباً هر 3-4 ساعت کود میدهند.
Bedeutungen
1
transitiv
سیب چیدن یا برداشتن (بیشتر در گویشهای محلی یا قدیمی).
- Die Kinder äppelten im Garten die reifen Früchte.بچهها در باغ میوههای رسیده را میچیدند.
- Früher äppelte man das Obst, bevor es auf den Markt kam.قبلاً میوه را میچیدند قبل از اینکه به بازار بیاید.