äquidistant
به فاصله مساوی، همفاصله
Bedeutungen
1
در فاصله مساوی از یکدیگر یا از یک نقطه مرجع؛ همفاصله.
- Die Punkte auf dem Kreis sind äquidistant angeordnet.نقاط روی دایره به فاصلههای مساوی قرار گرفتهاند.
- Die äquidistanten Linien auf der Karte helfen bei der Navigation.خطوط همفاصله روی نقشه به ناوبری کمک میکنند.
- Der Musiker spielte eine Melodie mit äquidistanten Noten.نوازنده آهنگی با نتهای همفاصله نواخت.