äquivok
دارای معانی متعدد، مبهم، دوپهلو (در زبانشناسی و فلسفه)
Bedeutungen
1
دارای دو یا چند معنی متفاوت، مبهم یا قابل تفسیر به اشکال گوناگون؛ دوپهلو.
- Die Aussage des Politikers war äquivok und ließ Raum für Spekulationen.اظهارات سیاستمدار دوپهلو بود و جای گمانهزنی باقی گذاشت.
- Er benutzte absichtlich äquivoke Formulierungen, um sich nicht festzulegen.او عمداً از عبارات مبهم استفاده کرد تا خود را متعهد نکند.
- In der Philosophie werden oft äquivoke Begriffe diskutiert.در فلسفه اغلب مفاهیم دارای معانی متعدد مورد بحث قرار میگیرند.