äquivok

Aussprache: /ɛquiˈvoːk/
Worttrennung: äqui·vok
صفت

دارای معانی متعدد، مبهم، دوپهلو (در زبان‌شناسی و فلسفه)

Bedeutungen

1

دارای دو یا چند معنی متفاوت، مبهم یا قابل تفسیر به اشکال گوناگون؛ دوپهلو.

  • Die Aussage des Politikers war äquivok und ließ Raum für Spekulationen.اظهارات سیاستمدار دوپهلو بود و جای گمانه‌زنی باقی گذاشت.
  • Er benutzte absichtlich äquivoke Formulierungen, um sich nicht festzulegen.او عمداً از عبارات مبهم استفاده کرد تا خود را متعهد نکند.
  • In der Philosophie werden oft äquivoke Begriffe diskutiert.در فلسفه اغلب مفاهیم دارای معانی متعدد مورد بحث قرار می‌گیرند.