ärarisch
دولتی، متعلق به خزانه دولت، مربوط به اموال دولتی
Bedeutungen
1
مربوط به داراییها، اموال یا درآمدهای دولت؛ متعلق به خزانه عمومی.
- Das Museum beherbergt viele ärarische Kunstschätze.این موزه گنجینههای هنری دولتی بسیاری را در خود جای داده است.
- Die ärarische Verwaltung ist für die Steuereinnahmen zuständig.اداره دولتی مسئول درآمدهای مالیاتی است.
- Der Verkauf von ärarischem Grundbesitz wurde beschlossen.فروش املاک دولتی تصویب شد.