ärarisch

Aussprache: /ɛˈʁaːʁɪʃ/
Worttrennung: ära·risch
صفت

دولتی، متعلق به خزانه دولت، مربوط به اموال دولتی

Bedeutungen

1

مربوط به دارایی‌ها، اموال یا درآمدهای دولت؛ متعلق به خزانه عمومی.

  • Das Museum beherbergt viele ärarische Kunstschätze.این موزه گنجینه‌های هنری دولتی بسیاری را در خود جای داده است.
  • Die ärarische Verwaltung ist für die Steuereinnahmen zuständig.اداره دولتی مسئول درآمدهای مالیاتی است.
  • Der Verkauf von ärarischem Grundbesitz wurde beschlossen.فروش املاک دولتی تصویب شد.