herumärgern

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌɛʁɡɐn/
Worttrennung: her·um·är·gern
فعل

اذیت کردن، آزار دادن (به طور مداوم)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas herumärgern)

کسی را به طور مداوم و پیوسته اذیت کردن، سر به سر گذاشتن یا آزار دادن.

  • Hör auf, mich herumzuärgern!بس کن، مرا اینقدر اذیت نکن!
  • Die älteren Schüler ärgerten die Jüngeren herum.دانش‌آموزان بزرگتر مدام بچه‌های کوچکتر را اذیت می‌کردند.
2 sich + mit + Dativ

با یک مشکل، کار یا موقعیت ناخوشایند برای مدت طولانی دست و پنجه نرم کردن و در نتیجه اذیت شدن یا کلافه شدن.

  • Er ärgert sich seit Wochen mit diesem Problem herum.او هفته‌هاست که با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کند و کلافه شده است.
  • Sie ärgerte sich mit dem kaputten Computer herum.او با کامپیوتر خراب درگیر بود و اذیت می‌شد.