abärgern

Aussprache: /ˈapˌɛɐ̯ɡɐn/
Worttrennung: ab·är·gern
فعل

خود را فرسوده کردن، خود را از پا درآوردن

Bedeutungen

1 sich + Dativ + Akkusativ

sich etwas abärgern - چیزی را (مانند خواب، اشتها، لذت) به دلیل ناراحتی، نگرانی یا عصبانیت از دست دادن یا از بین بردن.

  • Er hat sich den ganzen Schlaf abgeärgert wegen der Prüfung.او به خاطر امتحان تمام خوابش را از دست داد و فرسوده شد.
  • Sie ärgert sich die Appetit ab, weil sie ständig gestresst ist.او به دلیل استرس مداوم، اشتهایش را از دست داده و بی‌اشتها شده است.