arm
فقیر، تهیدست
Bedeutungen
1
فاقد پول یا دارایی کافی؛ تهیدست؛ نیازمند.
- Die Familie war sehr arm und konnte sich kaum das Nötigste leisten.خانواده بسیار فقیر بود و به سختی میتوانست مایحتاج اولیه خود را تهیه کند.
- Er wuchs in armen Verhältnissen auf.او در شرایط فقیرانه بزرگ شد.
- Viele Menschen in dieser Region sind arm.بسیاری از مردم این منطقه فقیر هستند.
2
کم، ناچیز، ضعیف یا ناکافی بودن چیزی (غیرمادی).
- Das ist eine arme Entschuldigung für sein Verhalten.این یک عذرخواهی ناچیز برای رفتار اوست.
- Die Mannschaft zeigte eine arme Leistung.تیم عملکرد ضعیفی از خود نشان داد.
- Er hat nur arme Kenntnisse in diesem Bereich.او دانش کمی در این زمینه دارد.