äschern
خاکسترپاشی کردن، با خاکستر آغشته کردن، سوزاندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas äschern)
چیزی را سوزاندن تا به خاکستر تبدیل شود؛ سوزاندن مردگان.
- Die Überreste wurden eingeäschert.بقایای جسد سوزانده و خاکستر شد.
- Das Holz wurde zu Asche verbrannt und geäschert.چوب سوزانده شد و به خاکستر تبدیل گشت.