ästhetisch
زیباشناختی، زیبا
Bedeutungen
1
مربوط به زیبایی و درک آن؛ دارای کیفیت زیبا شناختی یا دلپذیر از نظر بصری.
- Das neue Gebäude hat ein sehr ästhetisches Design.ساختمان جدید طراحی بسیار زیبایی دارد.
- Sie legt Wert auf eine ästhetische Präsentation ihrer Speisen.او برای ارائه زیبا و دلپذیر غذاهایش اهمیت قائل است.
- Die ästhetischen Prinzipien der Renaissance sind immer noch relevant.اصول زیباشناختی رنسانس هنوز هم مرتبط هستند.
2
مربوط به فلسفه زیباییشناسی؛ نظریههای مربوط به هنر و زیبایی.
- Der Kurs behandelt die wichtigsten ästhetischen Theorien der Moderne.این دوره به مهمترین نظریههای زیباشناختی مدرن میپردازد.
- Seine Arbeit ist eine tiefgehende Untersuchung ästhetischer Erfahrungen.کار او تحقیقی عمیق در مورد تجربیات زیباشناختی است.
- Die ästhetische Wirkung eines Kunstwerks kann subjektiv sein.تأثیر زیباشناختی یک اثر هنری میتواند ذهنی باشد.