äthergetränkt
آغشته به اتر، آغشته به بخور، تحت تأثیر اتر
Bedeutungen
1
چیزی که با اتر آغشته شده یا بخور آن استنشاق شده و باعث ایجاد حالت گیجی، خوابآلودگی یا بیحسی میشود.
- Der Patient war nach der Narkose noch äthergetränkt und benommen.بیمار پس از بیهوشی هنوز تحت تأثیر اتر بود و گیج به نظر میرسید.
- Der Geruch im alten Labor war stark äthergetränkt.بوی موجود در آزمایشگاه قدیمی به شدت آغشته به اتر بود.
- Sie fühlte sich nach dem Einatmen des Gases äthergetränkt und schläfrig.او پس از استنشاق گاز احساس گیجی و خوابآلودگی ناشی از اتر کرد.