ätherisch
اثیری، لطیف، روحانی، آسمانی، غیرمادی
Bedeutungen
1
بسیار لطیف، ظریف و غیرمادی؛ به نظر میرسد که از این دنیا نیست.
- Die Musik hatte eine ätherische Qualität, die uns alle berührte.موسیقی کیفیتی اثیری داشت که همه ما را تحت تأثیر قرار داد.
- Ihr Lächeln war ätherisch und geheimnisvoll.لبخند او لطیف و مرموز بود.
- Der Nebel verlieh der Landschaft eine ätherische Schönheit.مه زیبایی آسمانی به منظره بخشیده بود.
2
مربوط به اتر (در مفاهیم قدیمی فیزیک) یا فضاهای بالا و آسمانی.
- Die alten Griechen glaubten an ätherische Körper, die die Sterne bildeten.یونانیان باستان به اجسام اثیری که ستارگان را تشکیل میدادند، اعتقاد داشتند.
- Die ätherische Strömung beeinflusste die Kommunikation über weite Distanzen.جریان اثیری بر ارتباطات از راه دور تأثیر میگذاشت.
- Er sprach von ätherischen Wellen, die durch das Universum reisen.او از امواج اثیری که در کیهان سفر میکنند، صحبت کرد.