ätherisch

Aussprache: /ˈɛːtəˌrɪʃ/
Worttrennung: äthe·risch
صفت

اثیری، لطیف، روحانی، آسمانی، غیرمادی

Bedeutungen

1

بسیار لطیف، ظریف و غیرمادی؛ به نظر می‌رسد که از این دنیا نیست.

  • Die Musik hatte eine ätherische Qualität, die uns alle berührte.موسیقی کیفیتی اثیری داشت که همه ما را تحت تأثیر قرار داد.
  • Ihr Lächeln war ätherisch und geheimnisvoll.لبخند او لطیف و مرموز بود.
  • Der Nebel verlieh der Landschaft eine ätherische Schönheit.مه زیبایی آسمانی به منظره بخشیده بود.
2

مربوط به اتر (در مفاهیم قدیمی فیزیک) یا فضاهای بالا و آسمانی.

  • Die alten Griechen glaubten an ätherische Körper, die die Sterne bildeten.یونانیان باستان به اجسام اثیری که ستارگان را تشکیل می‌دادند، اعتقاد داشتند.
  • Die ätherische Strömung beeinflusste die Kommunikation über weite Distanzen.جریان اثیری بر ارتباطات از راه دور تأثیر می‌گذاشت.
  • Er sprach von ätherischen Wellen, die durch das Universum reisen.او از امواج اثیری که در کیهان سفر می‌کنند، صحبت کرد.