ätzend
سوزاننده، خورنده (برای مواد)؛ زننده، آزاردهنده، حالبههمزن (برای رفتار یا موقعیت)
Beispiele
- Als der Verkäufer das Gerät zur Ansicht übergeben hatte, war plötzlich ein Unbekannter hinzugekommen und hatte dem Computerbesitzer eine ''ätzende'' Flüssigkeit ins Gesicht gesprüht.هنگامی که فروشنده دستگاه را برای بازدید تحویل داده بود، ناگهان فردی ناشناس نزدیک شد و مایعی سوزاننده به صورت صاحب کامپیوتر پاشید.