ätzen

Aussprache: /ˈɛt͡sn̩/
Wortzerlegung: ät·zen
فعل

سوزاندن، خوراندن (با اسید)، حکاکی کردن (با اسید)

Beispiele

  • Die Säure ''ätzt'' auf der Haut, also Vorsicht.اسید پوست را می‌سوزاند، پس مراقب باشید.
  • Der Buchstabe wurde in das Metall ''geätzt.حرف روی فلز حکاکی شد.
  • Sorgen Sie beim ''Ätzen'' immer für Frischluftzufuhr, am besten arbeiten Sie im Freien oder unter einem starken Abzug.هنگام حکاکی همیشه از تهویه هوای تازه اطمینان حاصل کنید، بهتر است در فضای باز یا زیر هود قوی کار کنید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با اسید یا ماده شیمیایی دیگر چیزی را خوراندن یا سوزاندن

  • Die Säure ätzt das Metall.اسید فلز را می‌خورد.
  • Man muss vorsichtig sein, damit die Chemikalien die Haut nicht ätzen.باید مراقب بود که مواد شیمیایی پوست را نسوزانند.
2 بدون مفعول یا Akkusativ

با کلمات تند و نیش‌دار کسی را آزار دادن یا انتقاد کردن (مجازی)

  • Sein Sarkasmus ätzt an der Seele.طعنه‌های او روح را می‌خورد.
  • Sie ätzt gerne über die Fehler anderer.او دوست دارد درباره اشتباهات دیگران نیش‌دار صحبت کند.