äußer-

Aussprache: /ˈɔɪ̯sɐ/
Worttrennung: äu·ße·r·
صفت

خارجی، بیرونی؛ سطحی

Bedeutungen

1

مربوط به قسمت بیرونی یک شیء، بدن یا منطقه؛ مخالف داخلی.

  • Die äußeren Mauern der Burg waren sehr stark.دیوارهای خارجی قلعه بسیار مستحکم بودند.
  • Er hatte nur oberflächliche, äußere Verletzungen.او فقط جراحات سطحی و خارجی داشت.
  • Die äußeren Anzeichen der Krankheit waren besorgniserregend.علائم خارجی بیماری نگران‌کننده بود.
2

مربوط به ظاهر یا سطح یک چیز؛ غیر از ماهیت یا جوهر آن.

  • Man sollte sich nicht nur auf die äußeren Werte konzentrieren.نباید فقط بر ارزش‌های ظاهری تمرکز کرد.
  • Ihre äußere Ruhe täuschte über ihre innere Aufregung hinweg.آرامش ظاهری او، هیجان درونی‌اش را پنهان می‌کرد.
  • Die äußere Form des Gebäudes ist modern, aber der Inhalt ist alt.شکل ظاهری ساختمان مدرن است، اما محتوای آن قدیمی است.