äußer-
خارجی، بیرونی؛ سطحی
Bedeutungen
1
مربوط به قسمت بیرونی یک شیء، بدن یا منطقه؛ مخالف داخلی.
- Die äußeren Mauern der Burg waren sehr stark.دیوارهای خارجی قلعه بسیار مستحکم بودند.
- Er hatte nur oberflächliche, äußere Verletzungen.او فقط جراحات سطحی و خارجی داشت.
- Die äußeren Anzeichen der Krankheit waren besorgniserregend.علائم خارجی بیماری نگرانکننده بود.
2
مربوط به ظاهر یا سطح یک چیز؛ غیر از ماهیت یا جوهر آن.
- Man sollte sich nicht nur auf die äußeren Werte konzentrieren.نباید فقط بر ارزشهای ظاهری تمرکز کرد.
- Ihre äußere Ruhe täuschte über ihre innere Aufregung hinweg.آرامش ظاهری او، هیجان درونیاش را پنهان میکرد.
- Die äußere Form des Gebäudes ist modern, aber der Inhalt ist alt.شکل ظاهری ساختمان مدرن است، اما محتوای آن قدیمی است.