äußerlich
ظاهری، بیرونی، سطحی، خارجی
Bedeutungen
1
مربوط به قسمت خارجی یا سطح یک شیء، شخص یا مکان؛ غیر درونی.
- Die äußere Hülle des Gebäudes wurde renoviert.نمای خارجی ساختمان بازسازی شد.
- Sein äußerer Eindruck war der eines ruhigen Mannes.برداشت ظاهری او، برداشت یک مرد آرام بود.
- Wir müssen die äußeren Schäden am Auto reparieren.ما باید خسارات بیرونی خودرو را تعمیر کنیم.
2
مربوط به ظاهر یا شکل خارجی، نه به جوهر یا محتوا؛ سطحی.
- Er achtet nur auf äußere Werte und nicht auf den Charakter.او فقط به ارزشهای ظاهری اهمیت میدهد و نه به شخصیت.
- Ihre Trauer war nur äußerlich, innerlich war sie erleichtert.اندوه او فقط ظاهری بود، در باطن او احساس سبکی میکرد.
- Die äußere Form ist wichtig, aber der Inhalt zählt mehr.شکل ظاهری مهم است، اما محتوا بیشتر اهمیت دارد.
3
از خارج، از یک کشور یا منطقه دیگر.
- Die äußeren Beziehungen des Landes sind angespannt.روابط خارجی کشور پرتنش است.
- Es gibt äußere Einflüsse, die wir nicht kontrollieren können.تأثیرات خارجی وجود دارند که ما نمیتوانیم آنها را کنترل کنیم.
- Die äußere Politik der Regierung wird kritisiert.سیاست خارجی دولت مورد انتقاد قرار گرفته است.