öde
بایر، متروک، خلوت، کسلکننده
Beispiele
- Am Sonntag ist die Innenstadt ''öde'' und leer.روز یکشنبه مرکز شهر متروک و خالی است.
- Im ''öden'' Karst wachsen keine Bäume.در زمینهای بایر کارست هیچ درختی نمیروید.
- Der Strand war menschenleer und ''öde''.ساحل خالی از سکنه و متروک بود.