öffnen
باز کردن، گشودن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی مادی یا فیزیکی را باز کردن (در، پنجره، نامه، کتاب، مغازه)
- Bitte öffnen Sie das Fenster, es ist sehr warm hier.لطفاً پنجره را باز کنید، اینجا بسیار گرم است.
- Die Geschäfte öffnen samstags gewöhnlich um 9 Uhr.مغازهها شنبهها معمولاً ساعت ۹ باز میشوند.
2
sich + Akkusativ (+ gegenüber + Dativ)
خود را به روی کسی گشودن، سفره دل باز کردن و احساسات را بیان کردن
- Er konnte sich erst nach langer Zeit seinem Therapeuten gegenüber öffnen.او تازه بعد از مدتها توانست سفره دلش را پیش درمانگرش باز کند (احساساتش را بگوید).
- Die Blume öffnet sich langsam am Morgen.گل در هنگام صبح به آرامی باز میشود.