ökonometrisch

Aussprache: /ˌøːkonoˈmeːtrɪʃ/
Worttrennung: öko·no·me·trisch
صفت

اقتصادسنجی، مربوط به اقتصادسنجی

Bedeutungen

1

مربوط به علم اقتصادسنجی (Ökonometrie)؛ استفاده از روش‌های آماری و ریاضی برای تحلیل داده‌های اقتصادی.

  • Sie arbeitet an einem ökonometrischen Modell für den Arbeitsmarkt.او روی یک مدل اقتصادسنجی برای بازار کار کار می‌کند.
  • Die ökonometrische Analyse ergab interessante Ergebnisse.تحلیل اقتصادسنجی نتایج جالبی به دست آورد.
  • Er hat einen Kurs in ökonometrischen Methoden belegt.او در دوره‌ای در مورد روش‌های اقتصادسنجی شرکت کرده است.