ölähnlich
روغنمانند، شبیه روغن
Bedeutungen
1
دارای خواص، ظاهر یا بافتی شبیه به روغن؛ لغزنده یا چرب.
- Die Substanz hatte eine ölige, fast ölähnliche Konsistenz.این ماده قوامی روغنی، تقریباً روغنمانند داشت.
- Nach dem Regen bildete sich ein ölähnlicher Film auf der Wasseroberfläche.پس از باران، لایهای شبیه روغن روی سطح آب تشکیل شد.
- Seine Hände waren vom vielen Arbeiten ölähnlich und schmutzig.دستهایش از شدت کار زیاد، روغنمانند و کثیف شده بود.