ölartig
روغنمانند، چرب
Bedeutungen
1
دارای خصوصیات روغن، مانند چرب بودن، لغزندگی یا ظاهر روغنی.
- Die Oberfläche des Materials war leicht ölartig.سطح ماده کمی روغنمانند بود.
- Nach dem Kochen hinterließ das Gericht einen ölartigen Film auf der Pfanne.پس از پخت، غذا یک لایه چرب روی تابه باقی گذاشت.
- Manche Chemikalien haben eine ölartige Konsistenz.برخی مواد شیمیایی قوام روغنمانند دارند.