ölbedeckt
آغشته به روغن، روغنی، پوشیده از روغن
Bedeutungen
1
پوشیده شده یا آغشته به روغن؛ چرب.
- Nach der Reparatur waren seine Hände ölbedeckt.بعد از تعمیر، دستانش آغشته به روغن بود.
- Die Maschine war alt und ölbedeckt.دستگاه قدیمی و روغنی بود.
- Wir fanden den Boden ölbedeckt vor.ما کف زمین را پوشیده از روغن یافتیم.