ölbedeckt

Aussprache: /ˈøːlˌbeːdɛkt/
Worttrennung: ölbe·deckt
صفت

آغشته به روغن، روغنی، پوشیده از روغن

Bedeutungen

1

پوشیده شده یا آغشته به روغن؛ چرب.

  • Nach der Reparatur waren seine Hände ölbedeckt.بعد از تعمیر، دستانش آغشته به روغن بود.
  • Die Maschine war alt und ölbedeckt.دستگاه قدیمی و روغنی بود.
  • Wir fanden den Boden ölbedeckt vor.ما کف زمین را پوشیده از روغن یافتیم.