einölen
روغن زدن، چرب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas + einölen)
به چیزی روغن مالیدن یا آن را با روغن آغشته کردن؛ چرب کردن (برای روان کردن، محافظت، مراقبت یا تمیز کردن).
- Bevor du die Kette reinigst, musst du sie gut einölen.قبل از اینکه زنجیر را تمیز کنی، باید آن را خوب روغن بزنی.
- Die Haut des Babys wurde nach dem Baden sanft eingeölt.پوست نوزاد پس از حمام به آرامی روغن زده شد.