öltriefend
روغن چکه کن، چرب و روغنی
Bedeutungen
1
چیزی که از آن روغن چکه میکند یا به شدت چرب است.
- Der alte Motor war öltriefend und musste repariert werden.موتور قدیمی روغن چکه میکرد و نیاز به تعمیر داشت.
- Nach dem Kochen war die Oberfläche des Gerichts öltriefend.پس از پخت، سطح غذا چرب و روغنی بود.
- Die öltriefende Maschine machte laute Geräusche.دستگاه روغن چکه کن صداهای بلندی تولید میکرد.