örtern
در جای خود قرار دادن، بررسی دقیق کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
مکان یا موقعیت چیزی را تعیین کردن، مکانیابی کردن.
- Die Archäologen konnten die genaue Lage der alten Siedlung örtern.باستانشناسان توانستند محل دقیق سکونتگاه باستانی را مکانیابی کنند.
- Es war schwierig, den Ursprung des Problems zu örtern.تعیین منشأ مشکل دشوار بود.
2
über + Akkusativ
در مورد مکان یا موقعیت چیزی بحث و گفتگو کردن.
- Sie örterten lange über den besten Standort für das neue Gebäude.آنها مدتها در مورد بهترین مکان برای ساختمان جدید بحث کردند.
- Die Experten örterten die möglichen Risiken des Projekts.کارشناسان خطرات احتمالی پروژه را بررسی کردند.