übelnehmen
دلخور شدن از کسی، کینه کسی را به دل گرفتن
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ
از چیزی یا کسی دلخور شدن، به دل گرفتن، رنجیدن
- Ich nehme es dir nicht übel, dass du zu spät gekommen bist.من از اینکه دیر آمدی دلخور نیستم.
- Er hat ihr die Kritik sehr übelgenommen.او انتقاد را خیلی به دل گرفت.