übelwollen
بدخواه بودن، کینهتوزی کردن
Bedeutungen
1
Dativ
قصد آسیب یا بدخواهی نسبت به شخص دیگری داشتن (کاربرد رسمی و کتابی)
- Ich will dir nichts Übles, glaub mir bitte.من هیچ بدخواهی برای تو ندارم، لطفاً باورم کن.
- Es gibt immer Menschen, die einem übelwollen.همیشه آدمهایی وجود دارند که نسبت به انسان بدخواه هستند.