über den eigenen Schatten springen

Aussprache: /ˈyːbɐ deːn ˈaɪ̯ɡn̩ən ˈʃatn̩ ˈʃprɪŋən/
Worttrennung: über· ·den ei·ge·nen Schat·ten· ·sprin·gen
اصطلاح

روی ترس‌ها یا غرور خود پا گذاشتن، خود را مجبور به کاری خلاف میل یا عادت همیشگی کردن

Bedeutungen

1

انجام کاری که شخص به دلیل ترس، خجالت، غرور یا عادت قبلی از انجام آن امتناع می‌کرده است؛ غلبه بر محدودیت‌های شخصی برای دستیابی به هدفی بزرگتر.

  • Er musste über seinen eigenen Schatten springen und den Chef um eine Gehaltserhöhung bitten.او مجبور شد روی ترسش پا بگذارد و از رئیس درخواست افزایش حقوق کند.
  • Obwohl sie sehr schüchtern ist, sprang sie über ihren eigenen Schatten und hielt eine Rede vor großem Publikum.اگرچه او بسیار خجالتی است، اما بر خجالت خود غلبه کرد و در مقابل جمعیت زیادی سخنرانی کرد.
  • Um die Prüfung zu bestehen, musste er über seinen eigenen Schatten springen und jeden Abend lernen.برای قبولی در امتحان، او مجبور شد بر تنبلی خود غلبه کند و هر شب مطالعه کند.