über den eigenen Schatten springen
روی ترسها یا غرور خود پا گذاشتن، خود را مجبور به کاری خلاف میل یا عادت همیشگی کردن
Bedeutungen
1
انجام کاری که شخص به دلیل ترس، خجالت، غرور یا عادت قبلی از انجام آن امتناع میکرده است؛ غلبه بر محدودیتهای شخصی برای دستیابی به هدفی بزرگتر.
- Er musste über seinen eigenen Schatten springen und den Chef um eine Gehaltserhöhung bitten.او مجبور شد روی ترسش پا بگذارد و از رئیس درخواست افزایش حقوق کند.
- Obwohl sie sehr schüchtern ist, sprang sie über ihren eigenen Schatten und hielt eine Rede vor großem Publikum.اگرچه او بسیار خجالتی است، اما بر خجالت خود غلبه کرد و در مقابل جمعیت زیادی سخنرانی کرد.
- Um die Prüfung zu bestehen, musste er über seinen eigenen Schatten springen und jeden Abend lernen.برای قبولی در امتحان، او مجبور شد بر تنبلی خود غلبه کند و هر شب مطالعه کند.