über den eigenen Schatten stolpern
به خاطر اشتباه یا لجبازی خود زمین خوردن، اسیر محدودیتهای خود شدن
Bedeutungen
1
شکست خوردن یا دچار مشکل شدن به دلیل ضعفها، اشتباهات، غرور یا لجبازی خود شخص؛ ناتوانی در پیشرفت به دلیل محدودیتهای درونی.
- Er hat die Chance verpasst, weil er über seinen eigenen Schatten gestolpert ist und nicht um Hilfe gebeten hat.او فرصت را از دست داد زیرا به خاطر غرورش زمین خورد و درخواست کمک نکرد.
- Sie stolpert immer wieder über ihren eigenen Schatten, wenn es darum geht, neue Leute kennenzulernen.او همیشه در شناختن افراد جدید، به خاطر خجالتی بودنش دچار مشکل میشود.
- Der Politiker stolperte über seinen eigenen Schatten, als seine Lügen aufgedeckt wurden.سیاستمدار زمانی که دروغهایش فاش شد، به خاطر اشتباهات خودش زمین خورد.