über die Wupper gehen
از بین رفتن، مردن، گم شدن، خراب شدن
Bedeutungen
1
به معنای از بین رفتن، نابود شدن، یا مردن به کار میرود. این اصطلاح میتواند برای اشیاء، برنامهها یا حتی افراد استفاده شود.
- Nach dem schweren Unfall ist sein geliebtes Motorrad leider über die Wupper gegangen.متاسفانه پس از تصادف شدید، موتورسیکلت محبوبش از بین رفت.
- Wenn wir die Prüfung nicht bestehen, gehen unsere Pläne für den Sommerurlaub wohl über die Wupper.اگر در امتحان قبول نشویم، احتمالاً برنامههای ما برای تعطیلات تابستان از بین خواهد رفت.
- Der alte Computer ist endgültig über die Wupper gegangen und muss ersetzt werden.کامپیوتر قدیمی بالاخره خراب شد و باید تعویض شود.