überanstrengen
بیش از حد خسته کردن، فشار آوردن
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ / Akkusativ
خود را یا کسی را بیش از حد خسته کردن، فشار آوردن (جسمی یا روحی)
- Nach dem langen Marsch hatte er sich völlig überanstrengt.پس از راهپیمایی طولانی، او کاملاً خودش را خسته کرده بود.
- Die ständige Sorge überanstrengt ihre Nerven.نگرانی مداوم اعصاب او را بیش از حد خسته میکند.