überarbeiten
بازبینی کردن، اصلاح کردن؛ بیش از حد کار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas überarbeiten)
متن، طرح، گزارش یا اثر دیگری را مجدداً بازبینی، اصلاح و ویرایش کردن تا کیفیت آن بهبود یابد یا اشتباهات آن رفع شود.
- Der Autor muss sein Manuskript noch einmal überarbeiten.نویسنده باید دستنوشته خود را یک بار دیگر بازبینی کند.
- Wir haben den Entwurf überarbeitet und einige Änderungen vorgenommen.ما پیشنویس را بازبینی کردیم و تغییراتی را اعمال نمودیم.
2
sich (Akkusativ) (sich überarbeiten)
بیش از حد توان جسمی یا روحی کار کردن و در نتیجه خسته شدن یا فرسوده گشتن.
- Er hat sich in den letzten Wochen zu viel überarbeitet und ist jetzt krank.او در هفتههای اخیر بیش از حد کار کرده و اکنون بیمار است.
- Wenn du dich ständig überarbeitest, riskierst du einen Burnout.اگر دائماً بیش از حد کار کنی، خطر فرسودگی شغلی را تهدید میکنی.