überbacken

Aussprache: /ˌyːbɐˈbakn̩/
Wortzerlegung: über·ba·cken
فعل

گراتینه کردن، روی چیزی را برشته کردن (معمولاً با پنیر)

Beispiele

  • Ich ''überbacke'' die Lasagne mit Gouda.من لازانیا را با پنیر گودا گراتینه می‌کنم.
  • Zuletzt den Auflauf mit der Soße bedecken und kurz im Ofen bei 200در نهایت، روی گراتن را با سس بپوشانید و برای مدت کوتاهی در فر با دمای ۲۰۰ درجه بپزید.

Bedeutungen

1 transitiv (Akkusativ)

غذایی را در فر پختن تا روی آن برشته و طلایی شود، گراتینه کردن

  • Wir haben die Nudeln mit Käse überbacken.ما پاستا را با پنیر گراتینه کردیم.
  • Möchtest du die Kartoffeln noch überbacken?آیا می‌خواهی سیب‌زمینی‌ها را هم گراتینه کنی؟