überbacken
گراتینه کردن، روی چیزی را برشته کردن (معمولاً با پنیر)
Beispiele
- Ich ''überbacke'' die Lasagne mit Gouda.من لازانیا را با پنیر گودا گراتینه میکنم.
- Zuletzt den Auflauf mit der Soße bedecken und kurz im Ofen bei 200در نهایت، روی گراتن را با سس بپوشانید و برای مدت کوتاهی در فر با دمای ۲۰۰ درجه بپزید.
Bedeutungen
1
transitiv (Akkusativ)
غذایی را در فر پختن تا روی آن برشته و طلایی شود، گراتینه کردن
- Wir haben die Nudeln mit Käse überbacken.ما پاستا را با پنیر گراتینه کردیم.
- Möchtest du die Kartoffeln noch überbacken?آیا میخواهی سیبزمینیها را هم گراتینه کنی؟