überbelichten
نوردهی زیاد کردن (در عکاسی)
Beispiele
- Damit der Hintergrund vollständig weiß wird, muss er ''überbelichtet'' werden.برای اینکه پسزمینه کاملاً سفید شود، باید 'نوردهی زیاد' شود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
در عکاسی، به معنای قرار دادن فیلم یا سنسور در معرض نور بیش از حد، که منجر به تصویری بسیار روشن و با جزئیات از دست رفته میشود.
- Der Fotograf hat das Bild überbelichtet, sodass die Details im Himmel verloren gingen.عکاس تصویر را بیش از حد نوردهی کرد، به طوری که جزئیات در آسمان از بین رفتند.
- Man sollte darauf achten, die Aufnahmen nicht zu überbelichten.باید دقت کرد که عکسها بیش از حد نوردهی نشوند.