überblenden
محو و ترکیب کردن دو تصویر/صدا
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ in + Akkusativ)
در تدوین فیلم یا میکس صدا، صحنهای را همزمان با محو تدریجی صحنه قبلی ظاهر کردن یا ترکیب کردن.
- Die Szene blendete in eine neue Einstellung über.صحنه به یک نمای جدید محو و منتقل شد.
- Der Regisseur überblendete die beiden Aufnahmen, um einen Übergang zu schaffen.کارگردان دو تصویر را ترکیب کرد تا یک گذار ایجاد کند.