überblickbar
قابل درک، قابل پیشبینی، قابل ارزیابی
Beispiele
- Da bereits nach 3 Jahren der Schaden ''überblickbar'' ist, wurde die Frist entsprechend geändert.از آنجایی که خسارت پس از 3 سال «قابل درک» است، مهلت به طور مناسب تغییر یافت.
قابل درک، قابل پیشبینی، قابل ارزیابی