überblickbar
قابل درک، قابل پیشبینی، قابل ارزیابی
Bedeutungen
1
چیزی که میتوان آن را به راحتی درک کرد، ارزیابی کرد یا پیشبینی نمود؛ پیچیدگی کمی دارد.
- Die Situation ist noch überschaubar und kontrollierbar.وضعیت هنوز قابل درک و کنترل است.
- Das Projekt ist klein genug, um überschaubar zu sein.پروژه به اندازه کافی کوچک است که قابل ارزیابی باشد.
- Mit diesen Daten ist die Entwicklung überschaubar.با این دادهها، توسعه قابل پیشبینی است.