überblickbar

Aussprache: /ˌyːbɐˈblɪkbaːɐ̯/
Worttrennung: über·blick·bar
صفت

قابل درک، قابل پیش‌بینی، قابل ارزیابی

Bedeutungen

1

چیزی که می‌توان آن را به راحتی درک کرد، ارزیابی کرد یا پیش‌بینی نمود؛ پیچیدگی کمی دارد.

  • Die Situation ist noch überschaubar und kontrollierbar.وضعیت هنوز قابل درک و کنترل است.
  • Das Projekt ist klein genug, um überschaubar zu sein.پروژه به اندازه کافی کوچک است که قابل ارزیابی باشد.
  • Mit diesen Daten ist die Entwicklung überschaubar.با این داده‌ها، توسعه قابل پیش‌بینی است.