überbraten
بیش از حد سرخشده/برشتهشده، زیادی برشته و خشکشده
Bedeutungen
1
اشاره به غذا (به خصوص گوشت) که بیش از حد پخته شده، به طوری که خشک، سفت و بیمزه شده است.
- Das Hähnchen war leider völlig überbraten und trocken.متأسفانه مرغ کاملاً زیادی برشته و خشک شده بود.
- Er mag sein Fleisch nicht, wenn es überbraten ist.او گوشتش را وقتی زیادی برشته شده باشد، دوست ندارد.
- Die Köchin entschuldigte sich für das überbratene Steak.آشپز از استیک زیادی برشته شده عذرخواهی کرد.