überbraten

Aussprache: /ˈyːbɐˌbʁaːtn̩/
Worttrennung: über·bra·ten
فعل

بیش از حد سرخ کردن/برشته کردن، گوشت/غذا را سوزاندن یا خشک کردن با سرخ کردن زیاد

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) überbraten

غذا، گوشت یا ماهی را بیش از حد در ماهی‌تابه سرخ کردن یا برشته کردن به طوری که خشک یا زیادی برشته شود.

  • Achte darauf, das Fleisch nicht zu überbraten, sonst wird es trocken.مراقب باش گوشت را بیش از حد سرخ نکنی، وگرنه خشک می‌شود.
  • Er hat die Fischfilets leider völlig überbraten.متأسفانه او فیله‌های ماهی را کاملاً سرخ کرد.