überdenken
بازنگری کردن، تجدید نظر کردن، عمیقاً سنجیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas überdenken)
درباره تصمیم، ایده یا برنامهای دوباره فکر کردن و در آن تجدید نظر نمودن
- Wir müssen diesen Plan noch einmal überdenken.ما باید این طرح را یک بار دیگر بازنگری کنیم.
- Sie hat ihre Entscheidung überdacht und bereut sie.او در مورد تصمیمش دوباره فکر کرده و از آن پشیمان است.
2
Akkusativ (jemanden / etwas überdenken)
موضوع یا مسئلهای پیچیده را به طور جامع و عمیق بررسی و تحلیلی فکری کردن
- Der Philosoph überdenkt die Natur der Existenz.فیلسوف ماهیت وجود را عمیقاً میسنجد.
- Es ist wichtig, die Konsequenzen gut zu überdenken.مهم است که عواقب را به خوبی در نظر گرفت.