überdenken

Aussprache: /ˌyːbɐˈdɛŋkn̩/
Worttrennung: über·den·ken
فعل

بازنگری کردن، تجدید نظر کردن، عمیقاً سنجیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas überdenken)

درباره تصمیم، ایده یا برنامه‌ای دوباره فکر کردن و در آن تجدید نظر نمودن

  • Wir müssen diesen Plan noch einmal überdenken.ما باید این طرح را یک بار دیگر بازنگری کنیم.
  • Sie hat ihre Entscheidung überdacht und bereut sie.او در مورد تصمیمش دوباره فکر کرده و از آن پشیمان است.
2 Akkusativ (jemanden / etwas überdenken)

موضوع یا مسئله‌ای پیچیده را به طور جامع و عمیق بررسی و تحلیلی فکری کردن

  • Der Philosoph überdenkt die Natur der Existenz.فیلسوف ماهیت وجود را عمیقاً می‌سنجد.
  • Es ist wichtig, die Konsequenzen gut zu überdenken.مهم است که عواقب را به خوبی در نظر گرفت.