überdauern

Aussprache: /ˈyːbɐˌdaʊ̯ɐn/
Worttrennung: über·dau·ern
فعل

دوام آوردن، باقی ماندن، از چیزی بیشتر عمر کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas/jemanden überdauern)

از نظر زمانی از چیزی یا کسی بیشتر دوام آوردن، باقی ماندن یا جان سالم به در بردن، اغلب در شرایط دشوار یا پس از گذشت زمان طولانی.

  • Die Liebe zu seinen Kindern überdauerte alle Schwierigkeiten.عشق به فرزندانش بر همه مشکلات فائق آمد.
  • Dieses alte Gebäude hat viele Stürme überdauert.این ساختمان قدیمی از طوفان‌های بسیاری جان سالم به در برده است.